فقط رفت بدون کلامی که بوی اشک دهد...
فقط رفت بدون نگاهی که رنگ حسرت داشته باشد...
فقط رفت...
فقط رفت و من شنیدم که توی دلش میگفت : راحت شدم...

+ نوشته شده در سه شنبه بیست و هفتم فروردین ۱۳۹۲ ساعت 9:31 توسط ایدا
|
فقط رفت بدون کلامی که بوی اشک دهد...
فقط رفت بدون نگاهی که رنگ حسرت داشته باشد...
فقط رفت...
فقط رفت و من شنیدم که توی دلش میگفت : راحت شدم...
