باز دلم به بهانه ی همیشگی گریست

بگذار بگرید و بداند

هر انچه خواست

همیشه نیست...

 حالم خوب است...

ولی...

گذشته ام درد میکند...



خواستی باش..خواستی نباش...

نه به دیروزهایی که بودی فکر میکنم ...

نه به فرداهایی که شاید باشی...

میخواهم امروز را زندگی کنم...

خواستی باش...

خواستی نباش...

مقصر خودمانیم...

مقصر خودمانیم...

عشق را به کسانی ارزانی میکنم که از زندگی

جز اب و نان روزانه...

نه میفهمند... نه میخواهند...

تیغو میکشم رو


رگ دلم تا عشق تو


 بمیره...........



امتحان...

امروز بعد از ظهر امتحان دارم...

اولین امتحانم امروزه...

چیزی هم نخوندم

خدایا کمکممممممممم کن!!!

نیاز دارمممممممممممم به کمکت....!

ما با همین "عدم داف زدگی" خیلی هم خوشیم!

برو  فین هایت را بکش بالا. اشک هایت را هم پاک کن. غصه ندارد که !

به درک که یارو احساساتش را با گل کلم طاق زده و عین خیالش هم نیست.

به درک که گذاشته رفته. به درک که شاید همین امروز فردا برود یک نفر دیگر را بیاورد جای تو.

گریه ندارد که. ما همینیم. قبول کن که من و تو همینیم. ما دماغمان را شصت بار عمل نکرده ایم .

گونه نکاشته ایم. برنز نکرده ایم خودمان را. چشم هایمان  رنگی نیست

و هر روز موهایمان را یک رنگ نمی کنیم ولی فدای سرت !

ما دور کمرمان از دور کمر پسرهای همکلاسی مان هم بیشتر است .

ما پاهای خوش فرم نداریم. انگشت های خوش فرم نداریم.

نشیمن گاه خوش فرم نداریم حتی!!! ولی فدای سرت !


ما عشوه های خرکی بلد نیستیم. قلاب کردن دست دور کمر یک نفر را بلد نیستیم.

بیرون دادن دود های حلقه ای که هیچ ، ما حتی سیگار دست گرفتن توی کافه را هم بلد نیستیم

و همه هدفمان از کافه رفتن خوردن پوره سیب زمینی هایی بود

که حالا برای خوردنشان باید کلیه مان را بفروشیم! ولی فدای سرت !


ما تا حالا بیشتر از صد متر با کفش های تق تقی راه نرفته ایم ،

تا حالا صدایمان را نازک نکرده ایم برای گفتن " جان " پشت اسم یک نفر !

تا حالا بوس هوایی در ملا عام برای کسی نفرستاده ایم .

به خیلی ها پا که هیچ ، دست هم نداده ایم حتی ،

خیلی وقت ها "فیری سنسور" بوده ایم به قول تو ، ولی  فدای سرت !


ما سرمان شلوغ نبوده هیچ وقت . ممد را اشتباهی رضا صدا نکرده ایم.

گوشی مان هی فرت فرت نلرزیده است. روز قرار هایمان را هی عقب ننداخته ایم.

هیچ وقت هم هیچ کس منتظرمان نبوده که سوارمان کند .ولی فدای سرت !


قبول کن که من و تو همینیم. از همین دختر های شاید چاق ،از همین دختر های شاید ساده ،

از همین دختر های شاید زشت ! از همین هایی که به جای پارتی می روند شهر کتاب .

از همین دختر هایی که پوره سیب زمینی را به تمام سیگار برگ های دنیا ترجیح می دهند .

از همین دخترهای به قول "یارو " ضایع ! از همین دخترهای اسکول حتی !!!

هیچ وقت هم "داف" نبوده ایم .ولی فدای سرت !

منبع

  این مطلبو تو وبلاگ نفیسه خانم خوندم و خوشم اومد

 ادرس وبلاگشم:
www.machul-khan.blogfa.com